کاردستی های کودکانه

نامه های کودکان به خدا

چند سال پیش در مدارس ابتدایی آمریکا کارشناسان از کودکان خواستند که نامه ای به خدا بنویسند، این نامه ها هیچ موضوع مشخصی نداشت و هرکس هر چه در دل داشت می نوشت، مدتی بعد تمامی این نامه ها گردآوری شد و تحت همین عنوان به کتاب تبدیل شد و با توجه به زیبایی و تاثیر گذاری بی نظیر نامه های این کودکان، در مدت کوتاهی به ده ها زبان مختلف از جمله فارسی ترجمه شد.

  • خدای عزیز! به جای اینکه بذاری مردم بمیرن و افراد جدیدی خلق کنی، چرا فقط همین هایی که زنده هستند رو حفظ نمی کنی؟
  • خدای عزیز! من به اون عروسی رفتم و اون ها درست وسط کلیسا همدیگه رو بوسیدن! این کار از نظرت مشکلی نداره؟
  • خدای عزیز! من فکر می کنم که دستگاه “منگنه زن کاغذ” یکی از بزرگترین اختراعاتت باشه.
  • خدای عزیز! من بهت فکر می کنم، حتی بعضی وقت ها که مشغول دعا هم نیستم.
  • خدای عزیز! بابت برادر کوچولویی که بهم دادی ازت ممنونم، ولی دعای من برای یه توله سگ بود.
  • خدای عزیز! شرط می بندم که کارخیلی سختیه که همه ی آدم های دنیا رو دوست داشته باشی من که فقط 4 نفر توی خانواده ام دارم هرگز نتونستم این کار رو بکنم تو جطوری بتونی؟
  • خدای عزیز! شاید هابیل و قابیل همدیگر را نمی کشتند اگر هر کدام یک اتاق جداگانه داشتند در مورد من و برادرم که موثر بوده.
  • خدای عزیز! اگر یکشنبه، مرا توی کلیسا تماشا کنی، کفش های جدیدم رو بهت نشون میدم ببینی چقدر خوشگلن.
  • خدای عزیز! در مدرسه به ما گفته اند که تو چکار می کنی، من خواستم ببینم اگر تو بری تعطیلات،چه کسی کارهایت را انجام می دهد؟
  • خدای عزیز! آیا تو واقعا می خواستی زرافه این طوری باشه یا اینکه این یک اتفاق بود؟
  • خدای عزیز! چه کسی دور کشورها خط می کشد؟
  • خدای عزیز ! آیا تو واقعا منظورت این بوده که “نسبت به دیگران همانطور رفتارکن که انها نسبت به تو رفتار می کنند؟” اگر این طور باشد، من باید حساب برادرم را برسم.
  • خدای عزیز! وقتی تمام تعطیلات باران بارید، پدرم خیلی عصبانی شد. او چیزهایی درباره ات گفت که از آدم ها انتظار نمی رود بگویند. به هر حال،امیدوارم به او صدمه نزنی(دوستدار تو اما نمی خواهم اسمم رو بهت بگم)
  • خدای عزیز ! لطفا برام یه اسب کوچولو بفرست.من قبلا هیچ چیز از تو نخواسته بودم می توانی درباره اش پرس و جو کنی ببینی که اولین باره چیزی ازت میخوام.
  • خدای عزیز! از همه کسانی که برای تو کار می کنند، من نوح و داوود را بیشتر دوست دارم.
  • خدای عزیز! من دوست دارم شبیه آن مردی که در انجیل بود، 900 سال زندگی کنم با عشق.
  • خدای عزیز! ما خوانده ایم که توماس ادیسون نور را اختراع کرد اما تو کلاس های دینی یکشنبه ها به ما گفتند تو این کار رو کردی. بنابراین شرط می بندم او فکر تو را دزدیده ازش شکایت کن.
  • خدای عزیز! لازم نیست نگران من باشی. من همیشه دو طرف خیلبان را نگاه می کنم.
  • خدای عزیز! فکر نمیکنم هیج کس می توانست خدایی بهتر از تو باشد.میخوام اینو بدونی که این حرفو به خاطر اینکه الان تو خدایی، نمیزنم من چاپلوس نیستم.
  • خدای عزیز! هیچ فکر نمی کردم نارنجی و بنفش به هم بیان.تا وقتی که غروب خورشیدی رو که روز سه شنبه ساخته بودی، دیدم،معرکه بود.
  • خدای عزیز! برادر من یک موش صحرایی است. تو باید به اون دم هم میدادی ها!
  • خدای عزیز! من میخواهم وقتی بزرگ شدم، درست مثل بابام باشم. اما نه با اینهمه مو در تمام بدنش.
  • خدای عزیز! برادرم یه چیزایی درباره ی به دنیا آمدن بچه ها گفت، اما اونها درست به نظر نمیرسند، مگر نه؟

این رویدادها شاید مورد علاقه شما باشد

امتیاز شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.