ویژه والدین

مسئولیت پذیر کردن کودکان(قسمت اول)

 

وقتی  کودک در کارهای منزل مشارکت نمی کند .( قسمت اول )

معمولا در نظر والدین، کارهای منزل کارهایی کوچک و تکراری هستند که همیشه در خانه انجام میگیرند. ولی درنظر کودکان این کارها بسیار مشکل و ناخوشایند هستند که هر وقت که دوست دارند کار دیگری انجام دهند، به آنها واگذار می شود. با آنکه انجام این کارها معمولا اهمیت چندانی ندارد، اما غالبا با بحث و جدلهای طولانی همراه است.

صرفنظر از اینکه این کارها چه قدر بی اهمیت باشد، می تواند به ویژه در هنگامی که انجام آنها مستلزم یادآوری های مکرر وبحث طولانی باشد، آرامش منزل را برهم بریزد.

ما بر این باوریم که هر کس در خانواده باید مسؤلیت کارهایی را که برای تداوم زندگی شایسته لازم است، برعهده بگیرد؛ به ویژه در خانواده هایی که پدر و مادر به هر دو۔ شاغل اند و یا اینکه تنها یکی از والدین در خانه زندگی می کند. اگر این امور از آغاز به صورت یک قانون نانوشته . ولی لازم الاجرا درآید، کودکان می آموزند که کمک در خانه جزیی از کارهایی روزمره آنهاست. البته ما فکر نمی کنیم که باید انبوهی از کارهای منزل را بر دوش کودکان گذاشت؛ بلکه انجام چند مسؤلیت کوچک توسط کودک، هم کار شما را سبک تر میکند و هم اینکه مقوله همکاری را به کودک می آموزد.

یکی از شکایات عمده والدینی که به ما مراجعه می کنند، این است که کودکان آنها بی مسؤولیت هستند. کارهایی را که بر دوش آنها گذاشته می شود، انجام نمی دهند و یا اینکه بدون چندبار تذکر و بحث های پیاپی به این کارها نمی پردازند و خلاصه اینکه نافرمان، گستاخ و سرکش هستند. و یا این که به سادگی یادشان می رود، کارهایی که به آنها محول شده انجام دهند.

والدین دیگر می پرسند که چطور می توانند احساس مسؤولیت را در کودکان خود برانگیزند. چیزی که باید به خاطر داشته باشیم این است که مسؤولیت پذیرفتن، مستلزم توانایی انجام کار است. در بیشتر موارد، تنها هنگامی عادلانه است که انجام کاری را از کودک بخواهیم که او قادر به انجام آن باشد. پیشنهادهای ما در این زمینه از این قرارند:

1-زود شروع کنید.

حتی خردسال ترین کودکان نیز می توانند یاد بگیرند که مسؤول باشند. در مورد کودکان خردسال و این که کودک قادر به انجام چه کاری است، مرحله رشد او را در نظر بگیرید. به عنوان مثال، کودکان نوپا دوست دارند چیزها را از روی زمین بردارند. بنابراین، از این انرژی استفاده کنید و کودک را وادارید که لباسهای کثیف خود را در سبد لباسشویی بریزد، لباسهای تمیز را در کشو بریزد و اسباب بازی های خود را سر جایشان بگذارند. کودکان خردسال دوست دارند که به پدر و مادرشان کمک کنند و اگر شما به آنها اجازه دهید، می توانند به جای اینکه مزاحم شما باشند، واقعا به شما کمک کنند. با این کار هم آنها را مشغول نگه می دارید و هم اینکه به آنها مسؤولیت پذیری را یاد می دهید.

۲- با بزرگتر شدن کودک، وظائف او را تغییر دهید.

کارها باید متناسب با سن و توانایی کودک باشند، پس به جاست که با رشد کودک کارها را تغییر دهید. به ویژه هنگامی که بیشتر از از یک کودک در منزل دارید. به این ترتیب، یکی از کودکان نمی تواند بگوید: «چرا سارا نباید آن کار را انجام دهد و من باید انجام دهم؟». هنگامی که وظایف تغییر کنند، کودکان منتظر مسؤولیت های جدید خواهند شد. یک بار پدری به کودکش گفت: «تو هنوز آن قدر بزرگ نشده ای که به کوچه بروی و روزنامه بخری، ولی یک روز خواهی توانست.» کودک مرتب از پدرش می پرسید که آیا به اندازه کافی برای این کار بزرگ شده است یانه و هنگامی که نهایتا به آن اندازه بزرگ شد، وظیفه جدیدش را کاملا مسرت بخش یافت.:

۳- به کودک یاد دهید که چطور کارها را انجام دهد.

فرض نکنید که یک کودک، میداند که چطور کاری را که شما از او خواسته اید، انجام دهد. همیشه دقیقا چیزی را که انتظار دارید مشخص کنید، به او نشان دهید که چطور آن را انجام دهد و پیشرفت او را در انجام کار از ابتدا زیر نظر بگیرید. دقیقا به او بگویید که چه مواقعی یک کار بخصوص باید آغاز شود و چه زمانی باید پایان یابد. به عنوان مثال، مرتب کردن رختخواب را در نظر بگیرید: هیچکس به طور مادرزاد نمی تواند آن طور که شما رختخواب ها را مرتب میکنید، رختخواب ها را مرتب کند. به کودک نشان دهید که چطور آن را انجام دهد و سپس پیشرفت ها و تلاش های کودک را به اندازه کافی تحسین و تشویق کنید

۴_ از کودک انتظار بیش از حد نداشته باشید و همچنین کار کم را نیز نپذیرید.

سعی کنید که انتظاراتتان را با سن کودک و مرحله رشد او تطبیق دهید. هنگامی که سارا، در ابتدا شروع به چیدن میز کرد، جالب بود که او در جلو هر صندلی یک قاشق یا چنگال میگذاشت. البته گاهی تمام قاشقها و یا چنگال ها برای یک نفر گذاشته می شد. به تدریج او با تقلید از پدر و مادرش یاد گرفت که کدامیک از وسایل را کنار بگذارد و وسایل را کجای میز بچیند. در آخر، وظیفه او این شد که به تنهایی میز را برای هر وعده

5-غذا بچیند.

یک کودک سه ساله می تواند آشغال ها را در سطل اتاقش بریزد، ولی مسلما نمیتواند تمام زباله ها را جمع کند و آنها را از پله ها پایین ببرد. شما توانایی های کودکتان را می شناسید. ولی اگر به کودک نوپای خود اجازه کمک ندهید، توانایی های او را دست کم گرفته اید.

6- کارها را زیر نظر بگیرید.

بسیاری از والدین مرتکب این اشتباه بزرگ می شوند که از آغاز انتظار دارند که کودک بدون نظارت یا کمک، کارها را به طور صحیح انجام دهد. هنگامی که کودک در حال یادگیری کار جدید است، وظیفه شما تنها این نیست که به او یاد بدهید چطور آن را انجام دهد، بلکه باید تا هنگامی که کار را تمام نکرده است، او را زیر نظر بگیرید. تا هنگامی که یک کار به صورت عادت تثبیت شده درنیامده است، از او انتظار نداشته باشید که وقتی شما در منزل نیستید، آن کار را انجام دهد. و به کودک کمک و یادآوری کنید. هنگامی که کودکان در حال انجام کاری هستند،

حضور داشته باشید. آنها نیاز به کمک، تحسین و یادآوری دارند؛ چه هنگامی که اسباب بازی ها را جمع میکنند و چه هنگامی که لباس ها را در سبد لباسشویی میریزند. کودکان چهارساله ممکن است یادگرفته باشند که میز را بچینند، ولی به یادآوری نیاز دارند که چه موقع آن را انجام دهند. حتی کودکان دوازده ساله نیز هرازگاهی نیاز به یاد آوری دارند. کودک را راهنمایی کنید. با انتخاب یک زمان خاص در روز یا راهنماهای طبیعی دیگر . مانند پایان کار مشخصی، نظیر تمام شدن غذا، به کودک کمک کنید تا بفهمد زمان انجام دادن وظایف فرارسیده است یا نه. اگر کودکی وظیفه اش این است که میز را تمیز کند، پایان یافتن شام میتواند یک علامت طبیعی برای رسیدن زمان انجام آن باشد. با اینکه اگر وظیفه کودک چیدن میز صبحانه است، کودک باید بداند که زمان انجام آن درست هنگامی است که صبح ها لباس پوشیدنش را تمام کرده است. اگر بیرون بردن آشغالها وظیفه کودک است، بنابراین میداند که وقتی شام تمام شد، باید آشغال ها را جمع کند و بیرون ببرد.

گرد آورنده : معصومه ترابی ارشد روانشناسی

امتیاز شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.