وبلاگ

لزوم انجام بازی با نوزادان و کودکان

لزوم انجام بازی با نوزادان و کودکان

بازی با  نوزادان و خردسالان کاری لذت بخش است. نوزادان حتی از اینکه بزرگترها انها را با مهربانی در آغوش بگیرند، نوازش کنند و حرکت بدهند، لذت می برند.

 استفاده از بازی های هدفمند برای کمک به رشد مغزی کودکان و خردسالان، به شما آگاهی می دهد. شما می آموزید که با استفاده از روش های گوناگون، مانند آواز خواندن، رقصیدن، در آغوش گرفتن، حرکت دادن، حرف زدن با کودک و تحریک حس های بویایی و چشایی کودک، مغز او را پرورش دهید.

مغز چگونه کار می کند؟

مغز کودک در سن سه سالگی هزار تریلیون اتصال را در خود تشکیل داده است. این مقدار حدود دو برابر اتصالات مغز یک بزرگسال است. برخی سلول های مغزی موسوم به نرون، پیش از تولد نوزاد اتصالاتی با دیگر سلول ها برقرار کرده اند. این سلول ها کنترل ضربان قلب، تنفس و رفلکس های نوزاد را بر عهده دارند و کارکردهای حیاتی نوزاد را تنظیم می کنند. بقیة اتصلات مغزی نوزاد پس از تولد شکل می گیرند. اتصالاتی که نرونها با یکدیگر برقرار می کنند، سیناپس نام دارد. با آنکه سرعت شکل گیری و پرورش بخشهای مختلف مغز متفاوت است، تحقیقات گوناگون نشان داده است که بیشترین میزان ایجاد سیناپس ها بین تولد تا حدود ده سالگی کودک رخ می دهد. در این مدت، شاخه های گیرنده سلول های عصبی، که دندریت نامیده می شوند، به مقدار زیادی رشد می کنند و گسترش می یابند؛ به طوری که تریلیون ها سیناپس را

ایجاد می کنند. یک سلول مغزی می تواند با حدود ده هزار سلول دیگر اتصال یابد. در این مدت، وزن مغز کودک تا سه برابر افزایش می یابد. به نظر می رسد که دوره های ایجاد سریع سیناپس ها در مناطق خاصی از مغز کودک، ارتباط مستقیم با ایجاد رفتارهایی

دارد که توسط این مناطق از مغز هدایت می شوند. دانشمندان بر این باورند که میزان تحریکات رفتاری که نوزادان و کودکان در این مدت دریافت می کنند، تعیین کننده نوع و مقدار شکل گیری  سیناپس ها در مغز آنها و به عبارت دیگر، چگونگی پرورش مغز آنهاست.

 کدام اتصالات مغزی به طور دائم برقرار می مانند؟

 تجربه های اولیه کودک در اینجا نقش اساسی ایفا می کنند. اتصلات ایجاد شده در اثر تجربه هایی که به دفعات  تکرار می شوند، دائمی و برقرارمی مانند و در مقابل، اتصالات ایجاد شده از تجربه هایی که به دفعات لازم تکرار نمی شوند، بخش ناچیزی برای باقی ماندن دارند. به طور مثال، کودکی که در سالهای اولیه عمر به ندرت با او صحبت میشود یا برایش کتاب خوانده می شود، ممکن است در سالهای بعد در فراگیری مهارت های زبان مشکل داشته باشد. کودکی به ندرت با او بازی می شود، ممکن است در سالهای بعد در سازگاری اجتماعی خود مشکل داشته باشد. چگونگی شکوفایی مغز نوزاد براساس بازخوردی که نوزاد از محیط اطراف خود دریافت می کند، تعیین می شود. مغز براساس تجربه هایی که دریافت می کند، به صورت یک عضو فکری و احساسی عمل می نماید. اتصالاتی که در مغز ایجاد می شوند، تاءثیرات مهمی بر رشد عقلانی و احساسی کودک بر جای می گذارند؛ بنابراین، کودکی که از زمان تولد تجربه های کلامی زیادی داشته است، به احتمال زیاد در سالهای بعد بسیار خوب صحبت و گفت وگو خواهد کرد. کودکی که شیرین کاری هایش نه با بی تفاوتی که با لبخند پاسخ داده میشود به احتمال زیاد در سالهای بعد از شعور عاطفی بالایی برخوردار خواهد بود.

یافته های پژوهشی جدید

 دانشمندان در ده سال گذشته بیش از هر زمان دیگری در طول تاریخ درباره چگونگی کار مغز  آموخته اند. یافته های آنها در این خصوص که تجربه های اولیه نوزاد تا ثیر عمیق و تعيين کننده ای  در شکل گیری مغز او دارند، تصورات ما را درباره نیازهای کودکان تغییر داده است.

آخرین پژوهش ها در این مورد، سه یافته کلیدی را به ارمغان آورده است. اول، ظرفیت یک فرد برای  آموختن و شکوفایی در شرایط مختلف بستگی به ارتباط متقابل میان طبیعت فرد (ساختار ژنیک او) و اکتسابات وی (چگونگی محبت، تحریکات و آموخته های او) دارد. دوم ، مغز انسان به شکل  منحصر به فردی برای بهره بردن از تجربه ها و آموخته های نخستین سال های عمراو خلق شده است. سوم، در حالی که انسان در سال های اولیه عمر با فرصت ها و مخاطرات بیشتری روبه رو می شود، یادگیری او در سرتاسر چرخه عمر ادامه می یابد.

بهترین روش برای پرورش مغز خردسالان، تا مین نیازهای واقعی آنها است که از وجود اولیا و مراقبان دلسوز آغاز می شود. نوزادان و خردسالان در محیطهایی به شکوفایی می رسند که آن را برای اکتشاف جالب می بینند، برای آنها ایمن است و افرادی در این محیطها حضور دارند که به نیازهای عاطفی و عقلانی آنها پاسخ مناسب میدهند، افرادی که برای آنها آواز می خوانند، آنها را در آغوش می گیرند، با آنها صحبت می کنند و برایشان کتاب می خوانند. اتصالاتی که به این روش در مغز خردسالان ایجاد می شوند، به یادگیری زودتر از موعد منجر نمی شوند؛ بلکه ظرفیت های لازم برای یادگیری های بعدی را فراهم می کنند. اگر شکل گیری مغز به طور مناسب انجام شود، یادگیری های بعدی به احتمال زیاد با موفقیت انجام خواهد شد. این فعالیت ها ، به ایجاد ظرفیت های لازم در مغز نوزادان و خردسالان زیر دو سال کمک می کنند و زمینه های لازم، برای یادگیری های کودکان در سالهای بعد را فراهم می آورند، انجام این فعالیت ها ی ساده ،شروعی خوب و قابل اطمینان برای خردسالان است و در عین حال شادی بخش و تضمین کننده ارتباط خوب و عمیق در آینده  نیز می باشد.

گردآورنده : معصومه ترابی ارشد روانشناسی

امتیاز شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.